پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی رهبری بازگشت به مسیر در مدارس متوسطه استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ انجام شد. این مطالعه به روش آمیخته کیفی و کاربردی و با رویکردنظریه دادهبنیاداجرا گردید. فرایند پژوهش شامل دو بخش اصلی مرور نظاممند منابع و مصاحبه نیمهساختاریافته بود. مشارکتکنندگان شامل مدیرانی بودند که توانستهاند مدارس دچار افت عملکرد را در مدت کوتاه به مسیر مطلوب هدایت کنند. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد و با ۱۵ مدیر، مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام گرفت. برای اعتباربخشی به یافتهها، مجموعهای از راهبردهای کیفی بهکار گرفته شد. در مرحله مرور نظاممند، از بازبینی همتایان، مقایسه با مطالعات مشابه، اجماع تیمی و بازخورد مشارکتکنندگان استفاده گردید. در مرحله مصاحبهها،کدگذاری باز، محوری و انتخابیتوسط چند پژوهشگر صورت پذیرفت، یافتهها با مشارکتکنندگان بازبینی شد، مقایسه مداوم دادهها و سهسوسازی روشها انجام گرفت و پژوهشگر نیز با حضور طولانیمدت در میدان و ارائه توصیف غنی از زمینه پژوهش، اعتبار نتایج را تقویت نمود. در نهایت، اعتبار ترکیب یافتههای مرور نظاممند و مصاحبهها با بهرهگیری از سهسویهنگری ومعیارهای دهگانه استراوس و کوربینو در چارچوب چهار معیار گوبا و لینکلن مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها نشان داد کهمؤلفههایرهبری بازگشت به مسیر در مرور پیشینه شامل مدیریت و رهبری، توسعه سازمانی، بهبود کیفیت و فرآیندها، همکاری و ارتباطات، ارزیابی و بهینهسازی و توسعه فردی و سازمانی؛ و در مصاحبهها شامل برنامهریزی راهبردی، تقویت ارتباطات، توسعه منابع، توجه به فرهنگ و ارزشها و نوآوری و خلاقیت است. در نهایت، الگوی نهایی در پنج بعد رهبری راهبردی، توسعه و بهبود سازمانی، ارتباطات و همکاری، فرهنگ و ارزشها و یادگیری و رشد سازمانی تدوین شد.