پژوهش حاضر با هدف آزمون مدلی برای پیش بینی مقاومت به تغییر در سازمانهای آموزشی با تأکید بر نقش رهبری، فرهنگ و ارتباطات سازمانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، مدرسان و کارکنان سازمانهای آموزشی علمی-کاربردی شهر کرمان به تعداد ۳۲۰ نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، ۱۷۵ نفر برآورد و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شد که در نهایت ۱۶۸ پرسشنامه معتبر مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها چهار پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه نقش رهبری(1998)، پرسشنامه فرهنگ سازمانی(2000)، پرسشنامه ارتباطات داخلی و خارجی(2001) و پرسشنامه مقاومت به تغییر(2001)بود. روایی محتوایی پرسشنامهها با استفاده از نظر متخصصان تأیید و پایایی آنها با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بهترتیببرایپرسشنامههاینقشرهبری (۸۷/۰)،فرهنگسازمانی (۸۵/۰)،ارتباطاتداخلیوخارجی (۸۲/۰) ومقاومتبهتغییر (۸۹/۰) برآورد شد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی(PLS-SEM)و با نرمافزارهایSPSSوSMART-PLSتحلیل شد. یافتهها نشان داد مدل معادلات ساختاری با شاخصهای برازش(SRMR=0.061, NFI=0.91, Q²=0.32)و ضریب تعیین(R²=0.44) از اعتبار مناسبی برخوردار بود. یافته ها همچنین نشان داد بین نقش رهبری، فرهنگ سازمانی و ارتباطات سازمانی با مقاومت به تغییر رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بر این اساس، نتیجهگیری میشود که تقویت رهبری مؤثر، بهبود فرهنگ و فرآیندهای سازمانی و توسعه ارتباطات شفاف میتواند به طور معناداری مقاومت به تغییر را در سازمانهای آموزشی کاهش دهد.