مطالعه حاضر باهدف شناسایی شایستگیهای تفکر نوآورانه آموزشی مدیران و اعتبارسنجی آن در مدارس ابتدایی صورتگرفته است. روش پژوهش کیفی از نوع دلفی کلاسیک بوده است. در این مطالعه، با مرور ادبیات نظری و بر مبنای نظریه تفکر نوآورانه آموزشی، محورهای شایستگی شناسایی و با استفاده از روش دلفی کلاسیک، پرسشنامهای طراحی و در اختیار خبرگان موضوعی قرار گرفت. جامعه آماری را خبرگان موضوعی حوزه مدیریت مدرسه (کارشناس مسئولان اداره آموزش ابتدایی، استادان مدیریت و رهبری آموزشی دانشگاه و مدیران باسابقه مدارس ابتدایی) و دادههای موردنیاز در روش دلفی از طریق نمونهای متشکل از 25 نفر از خبرگان در سال 1403 جمعآوری شد. برایناساس، در وهلهی اول با تحلیل مضمون تعداد 13 محور شایستگی با 23 مضمون سازماندهنده شناسایی شد که با دو مرحله فن دلفی، اقدام به شناسایی مهمترین محورهای شایستگی گردید. در دورِ اول روش دلفی از بین 13 محورِ شایستگی شناسایی شده بر اساس میانگین پاسخهای دریافتی و شاخص اعتبار محتوایی سازهها، تعداد 2 محور حذف و 11 محور باقی ماندند. سپس در مرحله دوم روش دلفی، از بین 11 محور شناساییشده نهایی پس از تجزیهوتحلیل پاسخهای دلفی تا رسیدن به اجماع نسبی و دستیابی به یکدستی نظرات خبرگان، با استفاده از شاخصهای فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون کندال با ضریب 0.314 توافق متوسط به دست آمد. محورهای شایستگی بر اساس اولویتبندی عبارت بودند از: ویژگیهای فردی و شخصیتی مدیر، مهارتهای حرفهای مدیر، نگرش و بینش نوآورانه، سبک تفکر مدیریتی، توسعه فرهنگ نوآورانه، توانمندسازی نوآورانه کارکنان، ایجاد محیطی حمایتگر و انگیزشی، تقویت محرکهای نوآورانه، اهداف نوآورانه در مدرسه، تعامل نوین با ذینفعان و برنامهریزی مشارکتی.درنتیجه، این الگوی شایستگی نهتنها به توانمندسازی حرفهای مدیران کمک میکند، بلکه میتواند اثر مثبتی بر مهارتها و شایستگیهای نوآورانه دانشآموزان در آینده داشته باشد و نظام آموزش را در مواجهه با مسائل و چالشهای پیشروی مدارس آماده سازد.الگوی احصاء شده، با اجماع نسبی متخصصان اعتبار یافته است. این شایستگیها میتوانند بهعنوان مبنایی برای تدوین دستورالعملهای ارزیابی سالانه، جذب و نگهداری مدیران مدارس ابتدایی مورداستفاده قرار گیرند.